جفاله [ jafāle ]بر وزن حواله فوج و جوق و گلۀ مرغان را گويند و با جيم فارسى هم به نظر آمده است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص272) 
تبديل چغاله است كه صاحب برهان چنانكه رسم اوست مكرر كرده ناصر خسرو كفته آمد تازان ز هند مرغ بهارى روى نهاده بما چغاله چغاله 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص316) 
- [بفتح جيم و لام و بعد از جيم فاء] بمعنى جوقى از مرغان باشد. مثالش حكيم عنصرى گويد: بيت ز مرغ و آهو رانم بجويبار و بدشت از ان جفاله جفاله و زين قطار قطار 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص367) 
[اسم] [فارسی] فوج و جوق و گلۀ مرغان. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ج2 , ص1103) 
گلۀ مرغان بود.عنصرى گويد: ز مرغ و آهو رانم بجويبار و بدشت#ازين جفاله جفاله و زآن قطار قطار 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص65) 